Doyen Vulture

واگویه های یک کرکسِ پیر روان پریش پست مدرنِ لیبرال دموکرات

آرشیو برای ژوئن, 2007

قضیه خاتمی و رینگ اسپرت

لطیفه ای بود در سال های دور بدین مضمون که فردی اسکناس بیست تومانی را به صورت تقلبی وارد بازار کرد ودر عرض نیم ساعت دستگیر شد.کاشف به عمل آمد دیدند برای تراکتور پشت اسکناس،رینگ اسپرت طراحی کرده بود!جریان فیلم خاتمی هم بدین شکل ثابت شد که دیدند در دستش انگشتری نیست و دقیق که نگاه کردند دیدند فیلم مونتاژ است.رینگ اسپرت سید را به گمانم این بار فراموش کرده بودند!

«خصوصیات یک جامعه دموکراتیک :مشروعیت حکومت فقط از طرف مردم است(حکومت اکثریت).با حفظ آزادی ها و حقوق اقلیتهای مذهبی و قومی.حکومت قانون.انتخابات نمایندگان و حاکمان از طریق انتخابات آزاد.شهروندان دارای آزادی های فردی و اجتماعی هستند.»بااین تعاریف از دموکراسی چه شخصی را می شناسید که حالش از شنیدن نام دموکراسی دچار تهوع شود؟!

نهادینه کردن دموکراسی در یک جامعه مستلزم وقت و زمان طولانیست و هر کشوری با در نظر گرفتن خصوصیات فرهنگی،سیاسی و اقتصادی خود باید راه و روش رسیدن به دموکراسی را پیدا کند.مذهبی یا سکولار بودن مساله دموکراسی نیست.اصل مهم آن است که انسان چه مذهبی،چه سکولار و چه لاییک،قائل به دموکراسی باشد.مثال بارز دیندار دموکرات مرحوم آیت ا… نایینی در عصر مشروطه و سکولار دیکتاتور رضا شاه.در پست بعدی علت شکست دموکراسی در ایران را از منظر اخلاق جامعه ایرانی به بحث می گذارم.

متاسفانه الگوی آزادی خواهی در ایران را به نام چه گوارا،کاسترو و ..نوشته اند.روش های خشن سادیستی و حکومت های منجر به تمامیت خواهی.کسی نیست از نلسون ماندلا بگوید از مهاتما گاندی.این مطلب ویژه نامه اعتماد نوشته بابک مهدیزاده درباره کاسترو با نام آخرین بازمانده،موجز و بسیار زیبا بود.

جلوی دستگاههای خود پرداز(ATM)مدتیست شلوغ است.به گمانم پول هم سهمیه بندی شده.روزی سه هزار تومان!از ما بهتران روزی سی هزار تومان!!!

می خور که شیخ و شحنه و مفتی و محتسب // گر نیک بنگری همه تزویر می کنند

ما قبلا گرافیست هم بودیم روم به دیفال!!!

خط زرد

کلا اجرای اصل 44قانون اساسی(خصوصی سازی) کمک زیادی به اقتصاد ویران کشور می کنه.آمما!…ببینید دولت ایران براساس تعاریف یک دولت رانتیر است.یعنی بیشتر از 42درصد درآمد آن از نفت است.ومالیات و دیگرمنابع درآمدی درصد کمی از درآمدهای دولت راشامل می شود.علاوه برآن درصد بسیار زیادی از بودجه سالیانه صرف پرداخت انواع حقوق به کارمندان کشوری و لشکری می شود واین نشاندهنده بزرگی ووسعت دولت از لحاظ ساختار بوروکراتیک است.یعنی به زبان ساده تر دولت ایران به مثابه اربابی است که بردوش جامعه نشسته است و جامعه به وجود منابع مالی آن نیاز مبرم دارند.این جامعه شامل بخش خصوصی نحیف ایران هم می شود.بخش خصوصی کاملا جیره خوار دولت است.حال کدام اربابی را دیده اید که به رعایای خود(مردم یا همان بخش خصوصی)امتیازات ویژه بدهد؟دولت برای خودش که زبانم لال!شاخ نمی تراشد؟!پس اجرای اصل44قانون اساسی مادامی که دولت خود هم درمقام کارگزار هم مجری وهم تعیین کننده مشتری و سهام باشد شوخی بی مزه ای بیش نخواهد بود.حرف عباس عبدی کاملا درست است.نفت را باید از دولت گرفت…

وام خود اشتغالی 15میلیون تومانی رابگیری پژو پارس بخری با بنزین هشتاد تومانی ویراژ بدهی به ریش ملت بخندی؟!معلوم است جانم وقتی بنزین سهمیه بندی شد یا باید به پارکینگ روی یا بفروشی با ضرر یا بدهی خط زردی برایت دورش بکشند و ماه به ماه جیره مسافرکشی ات رابگیری!!!این است ملت مصرف گرا که خودشان بزرگترین دشمن خودشانند تقصیر را گردن بیگانه می اندازند.کار کار انگلیسی ها نیست!!!کرم از خود درخت است.

مطلب حمیدرضا جلایی پور استادیار دانشگاه تهران درباره دموکراسی و تار یخچه اقدامات اصلاح طلبانه در جهان وایران ومقایسه آنها یکی ازجامعترین و بهترین مطالبی از این دست بود که در سالهای اخیر دیده ام.بد نیست بخوانید به اتلاف وقتش می ارزد.

ای گنج نوش دارو بر خستگان گذر کن // مرهم به دست و ما را مجروح می گذاری

استادمحمدرضا شجریان در تالارعلامه امینی دانشگاه تهران جایزه ویژه ای از طرف بیست و دومین نواده مولانا (آسین چلبی) دریافت کرد.وی صدای شجریان را همان صوت داوودی خواند که در افسانه های قونیه آمده که دربارگاه مولانا اشعارش را برای او خوانده ست.

خاتمی سیاوش من بید

این رسم شماره گذاری کمی منو می آزرد،مطالب برای دوستایی هم که از اینترنت اکسپلورر استفاده می کنند هم کمی به هم ریخته می شد.این شد که تصمیم گرفتم هفت موضوع اصلی رو که بیشتر درباره اونا می نویسم رو به صورت لیبل(label) درآوردم و مطالب به صورت گزیده ای از این هفت موضوع باشه.من این جوری تشبیه می کنم که شش تکه مطلب جداگانه داریم که باخمیرمایه طنز اونا رو به هم می چسبونم!!!تا چه مقبول افتد…

ثابت شد که فیلمی که درباره خاتمی منتشر شده بود تقلبی بوده.این همه جاروجنجال و هوچی گری برای چه؟عجب بی معرفت هایی پیدا می شن.به بدی و خوبی سید محمد خاتمی(درعین حالی که دوستش دارم و برایش احترام زیادی قائلم)کاری نیست ولی برای کسایی در سایه امن و عافیت اصلاح طلبند و برای خاتمی جامه درانی می کنند و توی این جریان حسابی خاتمی رو خجالت دادند متاسفم.واقعا که ملتی هستیم هفت رنگ…یه نگاه به متن این نامه که از طرف بعضی ها توی قم منتشر شده بیندازید تا ببینید چه آتشی افروخته بودند و چه سیاوش وار گریخت سید دوست داشتنی قصه ما!

علی حسن عبدالمجید(علی شیمیایی)پسر عموی صدام در دادگاه محکوم به اعدام شد.از مقصران اصلی فجایع و کشتارهای بمباران شیمیایی.از طرف ایران هیچ شکایتی درباره حلبچه(هولوکاست کردها)،سردشت و جزیره مجنون و…مطرح نشد که هیچ کمک هم می کنیم به بازسازی عراق.درحالی که کویت غرامت جنگ یکساله خودش رو تمام و کمال از عراق دریافت کرد.سالگرد حلبچه نزدیکه.ننگ بر مقصران و عوامل اون.شرکت های آلمانی،هلندی،روسی و فرانسوی و…
دیشب آرژانتین هم چهارتا به آمریکای جهانخوار امپریالیست سه نقطه لازم!!زد.من که خیلی حال کردم
اینم جالب بود.یه کمیک استریپ!از یه نفرآدم!!

حال ما خوب است.ملت عزیز نگران نباشن

1-یاد روزایی افتادم که تو گرگان یه GPSبرمی داشتم و یه چند تا برگ کاغذ و آذوقه و به یکی دو تا کارگر می رفتم تو دل طبیعت،کوه،دره…یاد اون چایی هایی که رو آتیش دم می کردیم،اون سرخوردنهای همیشگی،خنده و شوخی با کارگرها،دودره بازی های روزای بارونی و گاهی هم عدد سازی!!!غمی نبود اون روزا .گاهی می نشستم کنار آتیش و بار کارگرها که معمولا روستایی بودن صحبت می کردم.گاهی حرفهایی در مورد بعضی چیزا می زدن که تو هزاران کتاب هم بگردی پیدا نمی کنی.خوش به حالشون،درک ساده و زیبایی از زندگی دارن…

2-هنرمندان و کارگردانان و دست اندرکاران سینما چند وقت پیش تجمع کرده بودن برای احقاق حقوق از دست رفته و …یکی نیست بگه اون موقع که معلم ها اعتراض کردن،کارگرهاو…کجا بودین؟در مورد کپی رایت هم ذکراین نکته خالی از لطف نیست که خانه از پای بست ویران است.فیلمی که از طرف کارگردان برای ممیزی می ره ارشاد و قبل از اکران بر روی پرده همه ملت با کیفیت و بدون جرح و تعدیلشو می بینن خب مشخصه که…

3-نمی دونم چه جوری بنویسم که یه بار به یه کسی برنخوره…ولی مطمئننا حرفم رو نمی خورم شاید بعد ها عذر خواهی کنم اما…

4-خیابانی داریم در تهران به اسم خالد اسلامبولی .این آقا در بیست و خرده ای سال پیش انورسادات رییس جمهور مصر رو در هنگام سان دیدن رژه به طرز ناجوانمردانه ای ترور کرد.این عمل در هر جای دنیا مذمومه.این آقای خالد اسلامبولی از اعضای مهم گروه بسیار تندرو اخوان المسلمین مصر و همکار سابق دکتر ایمن الظواهری نفر دوم القاعده بود.به هر حال در دنیای سیاست جالب نیست که اسم یه تروریست بین المللی رو که در بین مردم مصر هم محبوبیت آنچنانی نداره روی یه خیابانی در تهران (ام القرای جهان اسلام) بذاریم.اون هم در سال انسجام اسلامی.شاید مصری ها برای تلافی می تونستن اسم یه خیابان رو توی قاهره بذارن مسعود رجوی!!!خب اونم ادعای مسلمونی داره…

5-چون است حال بستان ای باد نوبهاری؟//کز بلبلان برآمد فریاد بی قراری

6-شاید صیغه بد نباشه!به هر حال این خانم هم نظرش اینه…

7-تازه اومدم لاهیجان.از کامنتهای دوستان عزیز ممنونم.اوضاع رو به رواله(با رو به راه اشتباه نشود یه وقت!!)

اخراج

آقا جونم براتون بگه من گرگانم.خبري از دفاع بچه ها نيست هوا هم گرمه.ولي يه اتفاق باحالي افتاد.البته من چون پوست سگ !!!دارم مي گم باحال.هركي جاي من بود سه تا سكته كامل مي زد.من رو درحالي كه فارغ التحصيل شدم داشتم كاراي پاياني رو انجام ميدادم به جرم! چهار ترم مشروطي!اخراج نمودن!كاشف به عمل اومده ديدم كه تمام درسايي كه قبلا حذف كرده بودم نمره صفر منظور شده!!!پيداكنيد توي اين هواي تابستوني پرتقال فروش را…حالا من كه فكر كردم كار اون چند تا مقاله اي بود كه نوشته بودم و با استقبال فراوان روبرو شده بود چه قدر هم خوشحال شدم كه يه بهونه براي پناهندگي سياسي پيدا كردم و…!!اي بخشكي شانس!البته نگران نباشيد سه سوته درست مي شه.اما امان از اين سيستم دانشگاه ما!!!من كه هميشه مي گم الانم به اين حرف خودم: ((توي دانشگاه دانشجو اضافيه اگه نباشه همه چي حله!!!))ديگه همين فعلا

میزامپلی،مش، شینیون ،دکلره!!! و…پذیرفته می شود

1-تاالان نشده توی زندگیم از کسی الکی تعریف کنم.توی وبلاگ هم تا الان به قول معروف نان به کسی قرض ندادم!کلا آدم مغروری هستم بدون تعارف.ولی ازاین دونفر و وبلاگشون خوشم می آد.لطیف دوست جدیدی که ابتدای آشنایی ماالبته آنچنان زیبانبود،ولی حسن نظر ایشون ومحبتشون والبته مطالب علمی و بی طرفانه وبلاگشون من رو جذب کرد.دومی ماندانا که خب دربین کسایی که توی محیط زیست فعالن نیازی به معرفی نداره.من بااین که رشته دانشگاهیم منابع طبیعی بوده به اندازه یک دهم ایشون هم فعالیت توی این زمینه نداشتم.یک انسان واقعی بانظرات متفاوت والبته بسیار زیبا در مورد جامعه زنان.بدون تعارف بگم توی جامعه به این افراد نیاز داریم.

2-نیچه گفته بود «خدا مرده»ولی من می گم نمرده،زنده ست.ولی ماها گمش کردیم.این قدر دربند تعصبات و شاخ وبرگهای دین رفتیم که اصل رو فراموش کردیم…

3-یه نفر اومده بود توی وبلاگ ما بدین طریق:توی فیلد سرچ گوگل تایپ کرده بود«توضیح رنگ مش!».به نظر شما من تعطیل کنم اینجارو آرایشگاه زنونه بزنم؟!بعضی وقت ها(Intelligence Quantity) موتور جستجوی گوگل با IQ یه مرغ مرده برابری می کنه!

4-سخنرانی جناب کدیور در منزل عبدا..نوری در رابطه با حقوق بشر در اسلام سنتی و مقایسه اون با اصول حقوق بشر در سازمانهای بین المللی حاوی نکات خیلی خوب ومفیدی ست.در پستهای بعدی اشارات زیادی خواهم داشت.موضوعیه که باید روش بحث بشه.در ضمن کدیور هم از دانشگاه اخراج شد!

5-من می گم این تماشاچی های فوتبال رو توی بندرعباس ، ببرن به حماس کمک کنن برای انتفاضه!یه قلوه سنگ نیم کیلویی رو تا شصت متر پرتاب می کردن اونم نه یه نفر دو نفر! ده هزار تماشاچی فهیم!راحت می تونن کرانه باختری رود اردن رو بگیرن!!!

6-دو نفر رو می خواستن توی تاکستان سنگسار کنن که حکم باپیگیری وکلا و بسیاری از دوستان بلاگر معلق شد.امیدوارم این روش های غیر انسانی برچیده بشه.جدا تصور اجرای همچین حکمی خواب رو از سرم می پرونه.به خاطر یک اشتباه که اونم ناشی از فطرت انسانه…

7-شنبه تا سه شنبه احتمال زیاد ساری یا گرگان هستم.هویجوری!!گفتم جدی نگیرید!!!آپ می کنم با همون کیفیت همیشگی آبکی!
*************************************************

پلاس(وصله،پینه!!)

امشب خیر سرم می خواستم برم گرگان.بلیط اشتباهی تهران رزرو کرده بودند برام!!!نصفه شب ساعت دوازده برو ترمینال بعد مثل چی!دوباره بیا خونه.درنظر داشته باشید که میهن بلاگ دو روزه کامل سیستمش خوابیده.اگه وبلاگ سابق(میهن بلاگ) بودم بااین شرایط قبلی سه تاDVDفحش های نکشیده اورژینال! از خودم تولید می کردم و به منصه ظهور می رسوندم! الانم کمی عصبیم.هوس یه قوطیAbsoluteکردم،نصفشو کوفت کنم بقیه رو بریزم رو سرم!یه ساعت آهنگ گوش بدم و بعد کپه رو بذارم تا فردا که برم …

شجریان دیگه کیه؟!من ناسلامتی روشنفکرم

1-گرگان که درس می خواندم در دوسال اول رییس دانشگاهی داشتیم به نام دکتر تربتی نژاد.زیاد حس خوبی نسبت به او نداشتیم.نه سخنوری و نه بارعلمی و…ونه حتی تیپ ریاست یک دانشگاه تخصصی منابع طبیعی راداشت.درلاهیجان دانشگاه غیرانتفاعی هست به اسم …به ریاست …که انسان موجه ای ست از قضا ازاسرای جنگ هم هست وداعیه اصلاح طلبی نیز دارد.سخنران خوبیست وتیپش هم…ای بد نیست!چند روز پیش شنیدم که دختر وپسر دانشجویی را که شاگرد خودش هم بودند به بهانه صحبت کردن در جلوی دانشگاه تحویل ماموران نیروی انتظامی داد.به درست وغلط بودن رسالت فرهنگیش کاری ندارم.اما همان روزهای ریاست دکتر تربتی نژاد در گرگان،دبیر انجمن اسلامی دانشگاه به علت نوشتن مقاله ای توهین آمیز(که انصافا توهین آمیز بود) از طرف دادگاه انقلاب گرگان و سپاه پاسداران تحت پیگرد قرار گرفت.دکتر تربتی که ما این همه در مذمت و ناشایستگیش داد سخن به آسمان می دادیم،نگذاشت دانشجویش یک شب حتی در زندان بخوابد.سند زمینی به ارزش میلیاردها تومان برایش به عنوان وثیقه فراهم کردو در دادگاه هم ازاوحمایت کرد…در عجبم از تفاوت فطرت آدمیان.

2-سلول های مغزم به خاکستر نشستند!

3-دوستی برگ جریمه اتومبیلش را نشان می داد.خلاف کد:… نوع خلاف را پیدا کردیم.عدم رعایت فاصله قانونی با ریل راه آهن!محل تخلف میدان امام آستانه!!نمردیم وبه چشم راه آهن شمال را هم دیدیم!!!!

4-دوست کمونیست ما نظری انداخت به ما .قضیه را کش نمی دهم.فقط این که آدمیان هنگامی تیره روز شدند که ادعای نجات همدیگر را با ایدئولوژی یک جانبه و…داشتند.من ادعای نجات نوع بشر که هیچ،ادعای بستن بند تنبان خود را هم ندارم!

5-طرف برای این که بگه کلاسم بالاست می گه شجریان گوش نمی دم این یارو دیگه کیه های های می کنه؟!وا…تا دیروز ندیدن نرگس و یانگوم و فوتبال،کلاس روشنفکری بود!شجریان؟کیه؟!یاللعجب!!!

6-عجیب واقعه ای و غریب حادثه ای ست // انا الصطبرت قتیلا و قاتلی شاکی

7-دقیقه نود بازی استقلال – پیکان فصل پیش.پیروز قربانی گل می زند استقلال دو بر یک بازی را می برد وبه صدر جدول می چسبد!امیر قلعه نویی در مصاحبه با خبرنگاران:«به اعتقاد من امام زمان کمکمون کرد!».آیا باشگاه پیکان لشکر کفر بود؟ یا امام زمان طرفدار استقلال؟!

سروکارمن اگرباتوکپی رایت نبود!این قدرحال من سوخته دل زارنبود

1-به قول ابی امشب می خوام درباره «کپی ریت(رایت)»بخونم!ئه سرین دوست بسیار محترم و عزیزم مطلبی درباره کپی کارهای نامجو نوشته بود ویه پیشنهادی داده بود و هکذا.من با حرفش موافقم.اما با این شرایطی که می بینم رویارویی با پخش غیرمجاز فیلم های روی پرده سینما و آلبوم های موسیقی خواننده ها کار سختیه وتاحدی ناشدنی.خیل عظیم جوانان بیکار محتاج به پول رو در نظر بگیرید که عامل اصلی این کارند.این بندگان خدا ممر درآمد دیگه ای ندارند.شرایط سینماهای نمایش دهنده فیلم رو ببینید.کدوم یکی شون در حد استانداردهای جهانیه؟تکنولوژی پخش صدای دالبی تازه به چند تاشون توی تهران رسیده و…فیلم های نمایش داده شده بدون هیچ گونه اغراقی بیشترشون این قدر سطح پایین هستند که با سریالهای تلویزیون برابری می کنند.پس دیدن فیلم های سینمایی توی خونه بدون تعارف کم خرجتر، مناسب تر وبهتره.فرهنگ رعایت حقوق مولف رو با این اوضاع بایستی بی خیال شد.خیلی سخته از مردم بخواهیم رعایت کنند.تازه اصل بحث چیز دیگری ست اونم توی بحث نرم افزار…که ما ایرانیا با رایت کردن ویندوز و…میلیاردها دلار ضرر به امثال مایکروسافت و ماکرومدیا و آدوب و…بقیه شرکت های نرم افزاری می زنیم!خیلی این شرکت ها مرام دارن اجازه تایپ پارسی رو تو محیط نرم افزارشون بهمون می دن.حرف زیاده.توی پست های بعدی بیشتر بحث می کنیم.

2-دیشب بارسلونا داشت قهرمان می شد …حیف.

3-پای ثابت برنامه های ورزشی مذهبی : آرش میر اسماعیلی.دری به تخته ای خورد قرعه به نام حریف اسراییلی و…چی بگه آدم؟!خدا شانس بده.

4-این جوجه کمونیست ها دقیقا همانی هستند که انتظارشان را داشتم.دو اصفت به من بست حیران بماندم و مثال یاران ابوسعیدابوالخیر نعره ها کردم! دلم به حالش سوخته بود، خواستم راهنماییش کنم خودش نخواست.می بینم آن روزی را که به مارکس و انگلس ولنین وپرولتاریای کارگری وخودش و آفریننده و…بد وبیراه می گه.ای بابا…ما که گفتیم!

5-گر تیغ بارد در کوی آن ماه // گردن نهادیم الحکم لله

6-تو خواب ناز بودی. چراغ اتاقت خاموش بود.اومدم بالا سرت.یه دفه پام خورد به یه چیزی .بیدارشدی.یه هو ترسیدی منو دیدی احساس امنیت کردی .دوباره خوابیدی.روی موکت اتاقت خوابیدم.سر صبح اگه کمرم رو لگد نمی کردی همه چیز تو بهترین وضعیت بود…الان کجایی؟یادش به خیر.

7-این نوشته بالایی رویا نبود ولی رویایش کردم.چون خیلی اذیتم می کرد…ما هم رویایی داشتیم چه زود گذشت و چه دیر شد…بگذریم…این دوست عالی می نویسد.حیف که محدودیت ها و چه می دانم هزار و یک محافظه کاری و ترس(صدالبته بجا) امان برخورد نزدیک از نوع پنجم به ما نمی دهد.همولایتی است .اسم کوچکش هم…بگذریم.خیلی قبولش دارم.نه برای نان می نویسد نه برای نام.چه بسا اگر بدانند کیست نان به خشت پاره ای مبدل گردد و نام هم مفقودالاثر.کشتیبان را سیاست سختی آمده ست.

داداشت چی کار می کنه!؟

1-از خودم مسخره تر و بی مزه تر می خواین؟!خوابایی که می بینم!پریشب خواب عباس عبدی رو دیدم!.خواب دیدم با بابام سر سفره نشسته داره صحبت می کنه.سفره مونم بوی نفت نمی داد!جالبه تا منو دید حال و احوال و اینا(کلا در عالم ناسوت!(واقعیت)، یه بار آقای عبدی رو از یه متری دیدم سلام کردم!).از داداشم پرسید که چی کار می کنه؟!(به داداشم بگی عباس عبدی کیه؟مطمئننا یا می گه داماد اکبر عبدی یا بوقچی پرسپولیس!).بینی و بین ا…از این خواب مزخرف تر و بی ربط تر دیده بودین؟!

2-حماس و فتح افتادن به جون هم.آشپز ابومازن رییس فتح رو دست و پا بسته از طبقه پانزدهم ساختمان پرت کردن پایین .به مجروح های هم توی تخت بیمارستان شلیک می کنند.من نمی تونم باور کنم اینا کار آمریکا و اسراییله.این وحشی گری ها فقط از برداشت نادرست از دین و جهاد ناشی می شه.از تعصب…

3-آلبوم تصور کن سیاوش قمیشی رو گوش دادین؟مخصوصا همین آهنگ تصور کن که یه کپی زیبا از کار بی تلزه(Beetles).به نظر من آقای ه.ش.زیاد جدیدا سیاوش قمیشی گوش داده که جهانی رو تصور کرده که توش زندان یه افسانه ست!!!البته صدای هم صدایی ها اینجا هنوز پلیس ضد شورشه!نه بمب هسته ای داره …ولش کن!…

4-آقا خواب ما تعبیر شد!گفتگوی(مناظره)خیلی جالب و مفید به فایده جناب مهندس عبدی با دکتر نیلی(منظره یک سیاستمدار اقتصاددان با یک اقتصاد دان سیاستمدار).من که نکات زیادی یاد گرفتم از هردوشون توی این مطلب و البته طرفدار آراء آقای عبدی هستم تا حدودی.

5-انصافا شاهکار مهندسی ایرانیه!یه پل عابر پیاده نصفه!تصور بفرمایید عجله دارید و…(اجماعا برای روح مرحوم کسی که عجله داشته و از روی این پل رد شده تقاضای مرحمت و آمرزش کنین!).اگه عکس زیاد جالب نیست به خاطر اینه که توی ماشین ساعت دو نصفه شب با دوربین VGAگرفتم!

6-اینم مثل بقیه ست محمدرضا،سرکاریه!…6 Monthes Laterآقا !دوهفته بعد عقدکنونه ماست می آی دیگه؟!مرتیکه دون ژوآن!

7-خداوندا من در کلبه فقیرانه خود…بی معرفتیه یادی از شریعتی نکنم .کتاباشو خوندم همه رو .یعنی این که نون ونمکش رو خوردم،پس رسمش نیست در سالگردش یادی ازش نکنم.هر چند که کماکان در زمینه ایدئولوژیک بسیار مخالفم باهاش.حکایت من با دکتر شریعتی حکایت عشق و نفرته.مطلب شرق درباره شریعتی قشنگ بود.

توخدمت همتون ایشالا! عروسی کنیم

1-گاهی دونستن اون چیزی که نمی خواهیم خوبه،اما ندونستن اون چیزی که می خواهیم همیشه بده.یه نگاهی به بیشتر مخالفتهایی که توی کشورمون وحتی دنیا می افته بیندازید.دلیل انحراف بیشتر حرکات اصلاح طلبانه و آزادی خواه با وجود شروع پر شور و خوبش همین می تونه باشه.

2-نوشته جدید آقای داریوش آشوری متفکر فهیم ایرانی درباره زبان پارسی در اینترنت خیلی جلبم کرد.

3-یکی از دوستان امروز می گفت جامعه کثیف تر از اونیه که داریم صحبتشو می کنیم…

4-لطیف عزیز یه دوتا مطلب در مذمت کمونیسم نوشت ولگردهای کمونیستی که نام ونشونی ندارن و فقط کامنت می ذارن براش کمی مشکل ساز شدن.می دونم چی می کشه از دست این کمونیستها. توی وبلاگ قبلی گاهی به من هم اظهار لطف!می شد!!!.اما این بار با آرامش تمام رفتم براشون توی یکی از وبلاگهاشون کامنتکی نوشتم.به خدا نه توهین کردم نه عصبی بودم!البته خود نویسنده وبلاگ به نظر پسرخوبیه.ولی مشکل کمونیسم اینه که پسرها و دخترهای خوب جذبش می شن وتبدیل می شن به جلادهای KGB.هنوز جوابی دریافت نکردم.احساس می کنم دارن نوشته های مارکس رو با قدرت تمام نشخوار می کنن تا جوابی بدن!بعیدمی دونم البته!

5-هر چه بگندد نمکش می زنند وای به روزی که بگندد…نمکش می زنند!

6-خانه به دوش عزیز خیلی به ما لطف داره.مردوک هم همین طور به اضافه سکوت واحه.دوستان براتون آرزوی موفقیت و پایداری دارم.ما که خیس عرقیم از شرم.ایشالا جبران کنیم.تو خدمتتون عروسی کنیم!!!!(فکر می کنم برعکس گفتم!)

7-ما را به رندی افسانه کردند // پیران جاهل شیخان گمراه