واگویه های یک کرکسِ پیر روان پریش پست مدرنِ لیبرال دموکرات
آرشیو برای آگوست, 2007
آگوست 31, 2007 روی 10:34 ق.ظ · طبقه بندی شده زیر Democracy and Human Rights, Link, Memories and Viewpoints, Satire, Sports
دوستانی که خیلی علاقه دارند بدونن چه جوری از کجا مطلب می آرم لطف کنن ببینن!مثلاً دیدن یه تیتر روزنامه یا یه خبر درگوشی یا به یادآوری یه خاطره یه خط شعر یا شنیدن تلویزیون!(چون بیشتر اوقات نگاهش نمی کنم!)باعث می شه توی این دفترچه یادداشت کوچیکی بنویسم وبعد سوژه در ذهنم! پروریده!!! می شه و..آره واینا!
سوسیال ترین چپ ها(سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی)با لیبرال ترین حزب کشور(نهضت آزادی) دست دوستی می دهند.صف بندی ها عوض شده،شعارها رنگ باخته…دشمن واحد شاید باعث به وجود آمدن نقاط مشترک شده…گمانم کسی چه می داند.خوان قدرت است دیگر.خودشان می گویند دموکراسی در خطر است.خب دموکراسی در خطر است درست.فقط سئوال من از دوستان اصلاح طلب این است دموکراسی هدف است یا وسیله؟اگرهدف است هرکسی می تواند صلاحیت برپاییش را داشته باشد نیازی به اصلاح طلب بودن وصف بندی ندارد ولی اگر وسیله ست نردبان ترقی ست بحث فرق می کند خیلی هم فرق می کند.
به قول نامجو:خاک به سرپخش شد،باد وزید وهمه اسرار عیان شد…طالع وصالح متاع خویش نمودند..
مشعل المپیک پکن قرار است ازمسیرجاده ابریشم گذرکند وبه پکن برسد.اما ایران درصف کشورهایی که مشعل ازآن عبورمی کند نیست.کسی هم به فکرنیست…
جناب جواد اطاعت استادیاردانشگاه شهید بهشتی درباره اقتصاد وچگونگی توزیع پول نفت مقاله خواندنی دارد.
آگوست 30, 2007 روی 6:51 ب.ظ · طبقه بندی شده زیر Culture, General, Link, Memories and Viewpoints, Satire
یه دونه مادربرد نیم سوز شده باضافه یه هارد با بیش از دویست وپنجاه نوع ویروس،سی دی رایتر خراب وکابل کیس دارای اتصالی! دست به دست هم داد تا ما یه چند روزی بی کامپیوتر شیم.دست دوست عزیزم جناب کیایی درد نکنه که زحمت بیشتر کاراشو کشید مخصوصاً تعمیر مادر برد که من اصلاً سردرنیاوردم چی شد؟!به هرحال اومدیم! الان هم درحال آپدیت آنتی ویروس هستم تا دیگه بلایی اینچنین سرم نیاد!
توی این مدت چندان هم بیکار نبودم.یه چند تا کتاب قدیمی روبازخوانی کردم و به لطف یکی دیگه از دوستان جدید ونازنین که اسمش رو بدون اجازه ش نمی برم چند کتاب وفیلم بسیار خوب به دستم رسید تاتعطیلات وبلاگی پرباری داشته باشم.ازش ممنونم خیلی،چون هیچ چیز به اندازه خوندن کتاب مورد علاقه منوخوشحال نمی کنه.
تصمیم دارم ازاین به بعد اگرکتابی خواندم وفیلمی دیدم که خوب بود به شما معرفی کنم.به هرحال این بلاگ یه بخش Cultureداره که نباید غیرفعال باشه.
خدمت آقا مهران عزیز هم ارادت دارم ازنوع خاص!(چه فارسیش چه کرمانشاهیش!).مهران ازمعدود دوستان خوب روزای سخت دانشجویی بود،روزای خیلی سخت،سالهای دوم و سوم.یاد اون خاطرات وشب زنده داری ها و بی مزه بازیهای من وصبرو طاقت تو به خیر. یاد اون چایی ها،اون ورق بازی ها و…همه…
آگوست 27, 2007 روی 3:16 ب.ظ · طبقه بندی شده زیر General, Memories and Viewpoints, Satire, Sports
سلام.بااین که نمی خواستم از تو شرکت آپدیت کنم اما به خاطر بعضی ها! اومدیم مطلب گذاشتیم به هر حال ما هم خدایی داریم کامپیوترمون هم داره رو به شفا میره!
قهرمانی جالب وهیجان برانگیز تیم ملی نوجوانان والیبال که دم همه شون گرم خیلی خوشحالم کرد امروز…
بهمن فروتن راجع به دوپینگ در فوتبال حرفهای جالبی زده از صداقت این مرد خیلی خوشم می آد مثل ابراهیم گلستانه.به موقع از اوضاع فوتبال ایران می نویسم چیزایی که شاید ارزش شنیدن ودونستن داره…
از دوستان جانی!!! ممنونم.این بار برمی گردم باقدرت!!!(زرشک فراموش نشود!)
آگوست 22, 2007 روی 9:14 ق.ظ · طبقه بندی شده زیر General
سلام بر همگی
کامپیوترم دچار مشکل شده تا فردا امیدوارم درست شه.
دراین مدت از همه دوستان پوزش می خواهم وبه موقع خدمت همه می رسم!!مطمئن باشید
آگوست 20, 2007 روی 12:13 ب.ظ · طبقه بندی شده زیر Culture, Link, Memories and Viewpoints, Satire, Sports
به لطف این وبلاگ با دوستان خوبی جدیداً آشنا شدم که انگیزه منو چندین برابر کرده.فکر این که یه روزی نتونم بنویسم یا این وبلاگ رو ترک کنم آزارم می ده.
ازجان طمع بریدن آسان بود و لیکن//از دوستان جانی* مشکل توان بریدن
شهروند امروز نشریه(مجله)ایه که محمد قوچانی پس از این که هم میهن رو توقیف کردند به راه انداخته.خوبیش اینه که تمام مطالبش رو توی یه وبلاگ هم می ذاره.باوجود قیمت نسبتاً گرونی که داره انصافاً می ارزه چون با هجومی از تحلیل های قوی ومطالب خواندنی مواجه می شید.نمونه این مجلات رو قبلاً با تماشاگران،دانستنی ها،دانشمند ومجله فیلم داشتیم.
تیم قایقرانی ایران به خاطر پرداخت نکردن شانزده هزار دلار ناقابل از المپیک ومسابقات جهانی حذف شد ویکی از بهترین اعضای اون به آلمان پناهنده شد!اونم تو دوره ای که می تونست مدال آور باشه.یادمون نمی ره انوشیروان نوریان رو که به استرالیا پناهنده شد و توی المپیک قبلی برای تیم ملی استرالیا مشت می زد!!!
یه طرحی توی ذهنمه که دارم کم کم پیاده ش می کنم یه نفر می دونه چیه!به موقعش خبرتون می کنم.
این نوشته عباس عبدی درباره مشروطه نفت زده ارزش سه بار خوندن رو داره!
دفتر من در وسط //باد ورقش می زند تند تند//باد چه بی حوصله ست//باد؟نه…//بی حوصله من بوده ام(زنده یاد عمران صلاحی)
*جانی نه به معنای قاتل!!!بلکه جون جونی!
آگوست 19, 2007 روی 11:38 ق.ظ · طبقه بندی شده زیر Democracy and Human Rights, Link, Memories and Viewpoints
برادران عزیزما درحزب اعتمادملی دیگر روی هرچه عالم سیاسی و هرچه…را سپید نمودند.خنده ام گرفت وقتی خواندم.آن هم به عنوان یادداشت صفحه اول درویژه نامه اعتماد!!!حاشا وکلا!نمی دانم باوجود مرتضی کاظمیان،بابک مهدیزاده،کیوان مهرگان و…چه کسی به این آقا اجازه داده درفشانی کند.خداوکیلی دانشجو چقدر بیچاره شده که این عضوشورای مرکزی شاخه دانشجویی حزب اعتمادملی!!!برایش رهنمود می دهد.ژورنالیسم افراطی که دانشجویان بیچاره رابدان نسبت می دهی،کسی نداند ما که می دانیم کجاست؟بوقهایتان رایادتان رفت بعد ازهیجده تیر78چه زود خفقان گرفت؟دانشجوچه قدربرایتان هزینه بدهد؟چه قدر به پایتان بسوزد ای منادیان اصلاح طلبی؟حیای گربه هم ازشما بیشتر است به خدا.دو صفت ببستی بر دانشجو:آنارشیست و لیبرالیست.با بقیه خزعبلاتت جناب آرش پاک اندیش کاری ندارم.کمی توضیح راالبته هرچند ملال آور است لازم می دانم
آنارشیسم: در تعاریف عامه همگان می پندارندآنارشیسم یعنی هرج ومرج طلبی.اما خب برای شما که به هرحال یک سیاسی کار(ونه مدار)هستید واجب است بدانیدآنارشیسم یعنی «سروری ستیزی».خواستارآزادی فرد ازقیود وبند حاکمیت ها ومنیت ها.طرفداران این مکتب خواستاربرچینی حکومت ها و برپای داشتن انجمن های آزادوهمیاری داوطلبانه افرادوگروهها(NGO) به جای هرشکلی از دولت هستند.ونه هرج ومرج طلبی!ریشه آن ازیونان است وحتی پولس قدیس(Saint Paul)ازحواریون عیسی از طرفداران آن.ژان ژاک روسو در کتاب «قراردادهای اجتماعی» نیز این مکتب را ستوده.البته امروزه برخی گروهها با چسباندن خود به این مکتب و خرابکاری سعی در تخریب جامعه دارند که آن بحثی جداست کما این که طالبان هم خود را مسلمان می داند.اما فلسفه آنارشیسم مسالمت آمیز وبرمبنای همکاری آزادانه فرد فرد جامعه است.پی یر ژوزف پرودون(1809-1865)از واضعان و پیشروان مکتب آنارشیست پراگماتیست(عملگرا) به روش اعتدال و مسالمت آمیز بود.درانقلاب فرانسه ریشه های این مکتب زیاد به چشم می خورد.امروزه این تفکر را می توان درآرای هربرت مارکوزه و رابرت نوزیک دید.آنان دولت راتاحدی موجه می دانند که حقوق افراد را حفظ وحمایت کنند.
لیبرالیسم:از ریشه لاتین Liberیعنی آزادی می آید.درمفهوم وسیع یعنی این که انسان آزاد به دنیا آمده وحق داردتاحدممکن آزاد زندگی کند.این مکتب درمقابل برده داری،دیکتاتوری،فاشیسم،کلیسای قرون وسطی وبقیه روش های ظالمانه حکومتی درطول تاریخ ایستاده است وتاریخ درخشانی دارد.متاسفانه درکشورما لیبرالیسم بسیار مظلوم واقع شده وتبدیل به برچسبی شده برای درمظان اتهام قرار دادن دیگران.دوستان ما در احزاب اصلاح طلب مسلماً سخنرانی هایشان را از57 تا 74به خاطر دارند که چه برچسب هایی می زدند(همان حرفهایی که الان اصولگراها به اصلاح طلبها می زنند!!!)توماس هابزوجان لاک بنیان گذاران لیبرالیسم سیاسی بوده اندوآدام اسمیت دراقتصاد.البته منابع دراین زمینه زیاد است.
اما جناب پاک اندیش قبل از زدن برچسب به قشرمظلوم دانشجو سعی کن کمی اطلاعاتت را درزمینه سیاسی بالا ببری که من کم سواد عامی تو را مسخره نکنم وای به حال بقیه!
وبهتر است بدانیددانشجو در جریان فعالیت سیاسی خودش هیچ گاه برای خودش نه سهمی می خواهد و نه چیز دیگری،هدفش بهترساختن وضع موجود است.آقایانند که دانشجو را بسان نردبان ترقی یا دستمال کاغذی می نگرند و نوچه های ایشان این گونه دانشجو ها را مورد نوازش قرار می دهند…
نقدصوفی نه همه صافی بیغش باشد// ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد
ناز پرورد تنعم نبرد راه به دوست // عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد
آگوست 18, 2007 روی 1:07 ب.ظ · طبقه بندی شده زیر Link, Memories and Viewpoints, Satire
به یمن انقلاب مشروطه بیش از یکصدو یک سال است در کشور قانون اساسی داریم.برای آینده کشور سندی به نام «چشم اندازبیست ساله»با کمک کارشناسان فن طراحی شده وامروزه همگان با واژه«توسعه پایدار»(Sustainable Development)آشنا هستند.مطلب روزنامه اعتماد و نیز مطلب خانم جمشیدی دیده بان محیط زیست ایران را مطالعه کنید.مرگ دو هزار جوجه فلامینگو در دریاچه بختگان در اثر خشکسالی ناشی از ساختن غیرکارشناسانه چندین سد در بالادست دریاچه.این طرح اصلاً به سیاست های دولت فعلی یا قبلی ربطی ندارد.فقط و تنها فقط از کار غیرکارشناسی وفدا کردن محیط زیست و تنوع زیستی وآب وخاک سرزمین برای ارائه آمار مخصوصاً درجشن خودکفایی گندم اجراء شد.آری زمین های بایر وموات به زیر کشت گندم رفتند به قیمت از دست دادن هزاران موجود زنده در یکی از غنی ترین تالابهای جهان از لحاظ تنوع زیستی(Biodiversity)ونابودی مزایای اقتصادی زیست بوم(Ecotourism)به قیمت خود کفایی در واردات گندم!!!.دراصل پنجاهم قانون اساسی به صراحت ووضوح ضرورت حفظ محیط زیست وتوجه به آن آمده است.درسند چشم انداز بیست ساله نیزهمین طور.آیا مجریان گذشته،فعلی وآینده این طرح ها وقانونها چیزی از«آمایش سرزمین»(Landuse Planning)می دانند؟آیا غنای ژنتیکی پرندگان مهاجر را درک می کنند؟ تنوع زیستی برایشان معنی دارد؟توازن اکولوژیک؟و…عکس را بنگرید که این پرنده زیبا به چه روزی افتاده است…
ببین دیازپام ده خورانده اند خلق را…
کم کم تعداد کسانی که برایشان تره خرد میکنم کمتر و کمتر می شوند.احتمالاً چاقوی تره خرد کنی من مشکل دارد،حال همه خوب است!!!
آگوست 17, 2007 روی 8:06 ق.ظ · طبقه بندی شده زیر Culture, Link, Memories and Viewpoints, Satire
ضرغامی گاهی یه حالی به آدم می ده که نگو ونپرس…!!!رسانه ملی اصولاً از نظرمن با جاکفشی زیاد فرقی نداره!دیروز برحسب اتفاق داشتم از جلوی تیلفیزیون!رد می شدم دیدم سینما چهار یه اسم روی صفحه حک کرد:کارگردان:تام تیکور.اوووووووف نشستم پاش دیدم فیلمنامه رو هم کیشلوفسکی نوشته!دوتا اووووووف بازیگرشم کیت بلانشت سه تا اوووووف!!!برو که بریم.بهشت فیلم جالبی بود.ازش شنیده بودم.البته با سانسورهایی که داشت می شد ازبغلش یه دو تافیلم زبونم لال!…درآورد،آمما بازم ایول ضرغامی.تازه شب که از سرکار برگشتم اومدم اخبارونگاه کنم دیدم سینما یک جداافتادگان(ترجمه بهتر:مرحومین) رو داره نشون می ده.همزمان هم مشغول جمع آوری فک خود از روی فرش،لنباندن چندین عدد سیب ترش نمک زده(خوراکی محبوبمان!!) وتماشای چهارچشمی مت دیمون،لئو دی کاپریو،جک نیکولسون عزیزم!و مارتین شین وآلک بالدوین به کارگردانی اسکورسیزی بزرگ بودم.رکورد جم نخوردن از پای تلویزیون رو دیشب شکستم و دوساعت تمام فیلمDepartedرو نگاه کردم.ایول ضرغامی دمت گرم اصلاً تا یه سال دیگه هرچی می خوای پخش کن.حالی که دیشب دادی یادم نمی ره!
جالبه یه تیر پرتاب می کنی هرجا که خورد دورش یه دایره می کشی به همه نشون می دی زدم به هدف!!به قول سید کریم….!!!(تیکه بالای پنجاه ساله نمی شه گفت!!!)
چندین نفرازاعضای روستایی که توش اون دختر بیگناه عراقی دعا خلیل اسود به طرز بی رحمانه ای توسط مردم همون روستا سنگسار شد(احتمالاً توی سایتها یاگوشی های موبایل دیدینش) توی یه بمب گذاری کشته شدند.شاید اولین بار بود که توی دلم احساس کردم حقشونه…
این مطلب عبدالطیف درباره پاکستان خیلی جالب بود.یه کم بیشتر از جالب
ما شیخ و واعظ کمتر شناسیم // یا جام باده یا قصه کوتاه…
**************************************************
پا نوشت(که بد جورم بوی پا می ده!) :
بازم TV عزیز مرامش گل کرد و گوست داگ(شبح سگ)به کارگردانی جیم جارموش کبیر!وبازی فارست ویتاکر(برنده اسکارامسال)روپخش کرد.کماکان شرمنده ضرغامی هستم!
برای بچه م که سه ماهش شده یه ساعت مچی خریدم…!وبلاگم رو می گم بابا!!!
آگوست 15, 2007 روی 9:10 ب.ظ · طبقه بندی شده زیر Democracy and Human Rights, Link
سعی می کنم یه جوری بحث رو ببندم.البته نتیجه گیری پای شما.
دوستی گفت چین کمونیست است.کمونیست بود منتهی ضروریات زمانه را خوب شناخت.چین دوره مائوتسه تونگ کمونیست بود ولی با آمدن دنگ شیائو پنگ ونیز درک تعاملات و پیشرفت کشورهای مختلف بدین نتیجه رسید که درهای کشورخودرابه روی جهان تاحدی بازکند.نظام سرمایه داری(کپیتالیسم)که تا قبل ازآن درچین جزو مباحث ممنوعه بود کم کم جای خودرا بازیافت.البته در مقابل این تغییرات کماکان جو اجتماعی سیاسی همان بود وتغییرآنچنانی نکرد.دراین زمینه دولت چین باراهکارهای موثرکنترل موالید وسیاست های رفاه اجتماعی مردم خود را تا حدود زیادی راضی نگاه داشت.این حرکات ازدید غرب پنهان نماند وبرای تشویق بیشتر چین به سمت تبدیل به یک کشور غربی هنگ کنگ وماکائو را که سال ها مستعمره انگلستان وپرتغال بودند به خودمختاری رساند.اما رهبران حزب کمونیست جمهوری خلق چین زرنگ ترازآنی بودند که دراین دام بیفتند.با اتخاذ یک روش نیمه سوسیالیستی نیمه لیبرالیستی که حتی به سمت سوسیال دموکراسی نزدیک هم نشد قدرت خود را هرروز اضافه کردند.نکته دیگر دراین زمینه می توان به انتخاب هوشمندانه صنعت مونتاژ بوسیله نیروی کارمتخصص وارزان و قیمت تولید پایین اشاره کرد که باعث تسخیر(به معنای واقعی کلمه)بازارهای جهانی شد.درزمینه سیاسی بدون های وهوی نقش مهم خود را ایفا کرد.سیاست یکی به میخ یکی به نعل واستفاده کامل از فرصت های به دست آمده باتوجه به حق وتویی که درشورای امنیت سازمان ملل دارد اژدهای زرد را در برابر عقاب تبدیل به یک خطر بالقوه کرده است.
طرح ایجاد سپرموشکی در برابر روسیه در حقیقت برای کنترل موشک های قاره پیمای چین که مجهزبه کلاهک هسته ای هستند اجرا شده ونیزکره شمالی.دولتی که چین به مانند یک سگ هار به زنجیر بسته شده آن را به آمریکا نشان می دهد…همان نقشی که اسراییل برای آمریکا درمنطقه خلیج فارس انجام می دهد.
به هرحال اوضاع رو به پیچیدگی می رود.ودرآینده منابع آبی وانرژی های نو نظیرهمجوشی هسته ای(فوزیون)و…نقشی تعیین کننده ترازنفت وگازو بمب اتمی خواهند داشت وبرنده کسی است که این تعاملات و تغییرات را زودترازبقیه درک کند وبرحسب منافع ملیش تصمیم گیری کرده ورفتارکند…
آگوست 14, 2007 روی 6:21 ق.ظ · طبقه بندی شده زیر Politics and International Communication
درپست قبلی تا حدودی در مورد وضعیت جهان فعلی البته از نظر شخص خودم!!گفتم.با کامنتها ونظراتی که مواجه شدم تصمیم گرفتم که این مطلب را کماکان ادامه دهم…
دکترین نظامی کشورهاوطرح هایی که برای آینده دارندچیزی نیست که دربوق وکرنا شود وآن قدر ساده باشد که همگان سرازآن درآوردند.گفتم که هدف آمریکا نفت نیست…
طرح های مهندسی ازلحاظ برآورد زمانی وپایداری به دو دسته:موقت(Temporary)وپایدار(Sustainable)تقسیم بندی می شود.هدف موقت آمریکا تا حدودی در اختیار داشتن منطقه خاورمیانه به دو دلیل است.یکی تامین انرژی خود،البته نه از راه غارت و دوم کوتاه نگاه داشتن دست چین برای بستن قراردادهای طولانی مدت وانحصاری برای تامین منابع انرژی خود.حال چرااین هدف موقت است؟واضح ومبرهن است که نفت خاورمیانه تا حدود هشتاد سال آینده تمام می شود،پس این لشکرکشی ارزش خود را درطول زمان از دست می دهداگر فقط تنها برای نفت وگاز باشد.ونیز باتوجه به خطرات زیست محیطی و تولید گازهای گلخانه ای که سلامت کره زمین را تهدید می کنن خواه ناخواه کشورهای توسعه یافته مجبورند به سمت استفاده ازانرژی های پاک بروند.این راهم مطمئن باشید که نفت خاورمیانه غارت نمی شود بلکه به قیمت جهانی توسط کمپانی های چندملیتی استخراج وفروخته می شود.درمقام مقایسه ببینید وضع معیشتی ودرآمدسرانه مردمان خاورمیانه را با کشورخودمان…
پس اگرهدف عمده آمریکا فقط نفت وگاز باشد باوجود هزینه ای که برای این طرح موقت کرده توجیهی برای آن نمی توان درنظرگرفت.
حالا چراچین به نقطه ای رسید که برای آمریکاواروپا خطرسازشد؟سیاست هایی که درحال حاضر درچین پیاده می شود دو نوع است.سیاست سیاسی-اجتماعی-فرهنگی وسیاست اقتصادی.در بخش اول چین با موضع گیری های معمولاً بی طرفانه وشاید صلح آمیز خود را به عنوان کشوری صلح دوست وبی خطر دردنیا معرفی کرده است.طرح نان در برابرآزادی راهم با دقت وشدت تمام درکشور خودپیاده می کند بدین گونه که باکنترل شدید بر روزنامه ها ونشریات وفیلترینگ سایتها که دردنیا بی نظیراست(فیلتر سایت گوگل وتبدیل آن باهمکاری گوگل به گوگل چینی)تقریباً جو یکدستی رادر داخل کشور خود ایجاد کرده است که ازاین طریق راه را برای هرگونه انقلاب رنگین ومخملی بسته است.مجازات گرانفروشی احتکار ورشوه هم درنوع خودش بسیار شدید است.درمقابل هرگونه حرکت آزادی خواهانه هم به سختی برخورد می کند که نمونه آن را در میدان تیان آن من در حدود بیست سال پیش شاهد بودیم.درمقابل باتکیه شدید براقتصاد تولیدی که برپایه مونتاژ وتولید کالاهای ریزمصرفی است تقریباً برای هرفردچینی اشتغال زایی کرده وازاین طریق بافراهم کردن سطحی از رفاه نسبی درحقیقت کفه نان را درترازو سنگین تراز آزادی کرده.ازسوی دیگر با اتخاذ سیاست دمپینگ(Damping)یا قیمت شکنی بازارهای جهانی به تسخیرخود درآورده که احتمالاً نیازی به توضیح آن نیست.
بدین ترتیب دنیا دوباره به سمت دوقطبی شدن حرکت می کند واین بار چین باتجربه ای که ازشوروی سابق به دست آورده عرصه رابرآمریکا تنگ ترمی کند.
دراین میان نقش ایران به عنوان یک کشور تعیین کننده بسیار مهم است.چین از اختلافات مابین آمریکاوایران تا اینجای کار نهایت استفاده را برده وقراردادهای سنگین گازونفت راباما به امضاء رسانده ودربسیاری ازطرح های عمرانی ازقبیل سد سازی،راه سازی وحفرتونل واکتشافات معادن مشارکت فعالی دارد.درتعاملات جهانی آن طور که مشخص است هدف نهایی هرکشور حفظ منافع ملی است که نیاز به برنامه مدون و سیاست مدارانی کارکشته دارد نه سیاست باز که مابین این دو هزاران فرق است.اولی به منافع ملتش می اندیشد دومی به منافع شخصی وایدئولوژیک…درآینده جهان به سمتی پیش خواهد رفت که اشتباه در تصمیم گیری عواقب سختی را خواهد داشت.
مشتاقانه منتظر نظرات شما برای ادامه بحث هستم.
Older entries »