Doyen Vulture

واگویه های یک کرکسِ پیر روان پریش پست مدرنِ لیبرال دموکرات

گاراژ

گفته بودم که حس یک ماشین نویی را دارم که فقط به خاطر پنچر بودن چهار چرخش در گاراژ افتاده ست.بیرون آمدم از گاراژ،اما اتوبان ارتباطات بیرونی و دوستی گاهی و نه همیشه، جوری یک طرفه می شود که …مرا به گاراژ ببرید لطفاً.

آقای بسیار مهمی در جایی افرادی را که قبلا مهم بودند را تهدید جانی کرده.عجب جایی ست این سرزمین جاوید.به نظر من ذبیح ا…منصوری دلش خیلی خیلی خوش بودمیان تالیفاتش دوتا جمله هم ترجمه می کرد و می گفت ایران سرزمین جاوید،چون هنوز قابیل برای هابیل تیزی می کشد.اسمش مجلس است رسمش تیزی کشی و قداره بندی.

سریال شهریار را به صورت یک درمیان اگر گذارم به نشیمن گاه خانه(؟) بیفتد می بینم.برای کمال تبریزی احترام قائلم.با فیلمهایش لحظات خوبی را تجربه کرده ام.آدم باهوشی ست.رسانه ی تلویزیون را برای امثال تبریزی و فرهادی و عیاری نساخته اند.یکی مثل عیاری عاصی می شود(از سر و ته زدن سریال روزگار قریب) یکی مثل تبریزی تن به وصله پینه های ایدئولوژیک می دهد.در قسمتی از سریال که امروز پخش شد ایرج میرزا را انسانی حسود و هتاک نشان می داد که چشم دیدن شهریار را نداشت.به طعنه او را شازده می نامیدند.شاید همه گان ندانند که لقب ایرج میرزا(شاعری که به هر روی معروف به شاعری س.ک.س سرا و بی چاک و دهن شده) بزرگترین شاعر تعلیمی دوران مشروطه است.شعر با ارزش کم نگفته و قلم توانایی داشت.بسیار اشعار و مقالات از او دیده ام و خوانده ام درباره ی مبارزه با کج اندیشی و ریا و بد ذاتی ایرانیان و نکوهش تعصب و مبارزه با خرافات.حق ایرج میرزا این گونه نیست که در این سریال نشانش دادند.در زمان خودش روشنفکری بود و روشنفکر یعنی خلاف جریان روزمره .امیدوارم حواس کمال تبریزی پرت شده باشد و از دستش در رفته باشد چون ملک الشعراء بهار را خیلی خوب و واقعی ترسیم کرده بود. اصلاً کاش کارگردان این سریال کمال تبریزی نبود.

فعلا هیچ نظری نیست »

نظر شما

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>