«روز تولد هر کسی به نوعی روز تخفیف مجازات اوست»
وارد بیست و هفت سالگی شدم.سیزده سال دیگر مانده تا مبعوث شوم لابد.سیزده روز دیگر هم امیدوارم از این رنج سیزیف وار رهایی پیدا کنم و آن صخره را بیندازم به ته دره ی فراموشی و بروم بالای قله و عقاب جگر خوار را بکشم و پرومته ی ذهنم را نجات دهم و از گیم اوور شدن هر روزه خلاص شوم.یعنی کرکس به ورژن دوم می رسد؟یعنی کرکس می تواند برود لِولِ بعد؟آیا؟بیست و هفت بهار را گذرانده ام که شروعش با عملیات فتح المبین بود و این بار به قول پرزیدنت شروع مدیریت بر جهان.بیست و هفت سال بعد اگر زنده ماندیم شاید، امیدوارم بنویسیم پایان استبداد و پایان جهل.شدنی ست فقط این که از خودمان شروع کنیم و از خودمان خرج کنیم .آزادی همین جاست فقط باید بیدارش کنیم.جهل همین جاست باید از بین ببریمش.بهنود در سر مقاله ی که برای سالنامه ی اعتماد نوشت پایان دیکتاتوری را در بیشتر کشورهای جهان اعلام کرد و نرم نرمک پیام داد که بهار آزادی در راه است.
بچه گی هایم و حتی الان،سال را مانند سرسره ای می دیدم که از بهارش تا زمستان سر می خوریم و…دوباره یک مکث و می افتیم به سرسره ی(سال) بعدی.گفته بودم که بچه گی هایم یک سوررئالیست بودم نه؟شاید اگر نقاش می شدم سالوادر دالی ایران می شدم.قیافه ام را که خوب شبیهش می کنم.البته سور رئالیست ها را در ایران بیشتر عنصر نامطلوب و دیوانه می خوانند.چون به واقعیت سور می زنند و همه می دانیم که ورق بازی حرام است.
خواجه مگو که من منم من نه منم نه من منم / گر تو تویی و من منم من نه منم نه من منم
گفت برو تو شمس دین هیچ مگو ز* آن و این / تا شودت گمان یقین،من نه منم نه من منم
دوستان چون دولتیان وعده ی تحولات شگرف داده اند نماز آیات در این روزها فراموش نشود پای سجاده ما را هم دعا کنید.
————————————————————
توضیح المسائل:
*جان عزیزتون درست بخونینش گردن منم نندازید،کار مولاناست. من کی ام؟اینجا کجاست؟ من نه منم نه من منم.
**بیست و هفت ساله اَن در کفِ یک جشن تولد مانده ام.دومین روز تعطیلات کی به فکر این قرتی بازی هاست؟عیدی و کادوی تولد هم همیشه Mergمی شوند در هم.خوش به حال بعضی ها
سلام
فکر کنم کامنت اول باشه!
تولد 27 سالگی مبارک.