Doyen Vulture

واگویه های یک کرکسِ پیر روان پریش پست مدرنِ لیبرال دموکرات

There will be blood

سال قبل در کتابی از فریدون تنکابنی طنزنویس مقیم آلمان مقاله ای خواندم به نام «پول تنها ارزش و معیار ارزش ها» .نویسنده ی کتاب در زمانی آن را نوشته و منتشر کرده بود که در اوج درآمدهای نفتی بودیم و شاهنشاه نوید نزدیک شدن و فتح دروازه های تمدن بشری و ایرانی آباد و ابرقدرت را می داد.کشورمان مالامال از اجناس مصرفی و واردات بیش از اندازه و رسانه ها پر از تبلیغات بخرید بخورید بیاشامید بود.شاید نوشتن و منتشر کردن همچو داستانی در آن زمان از نظر خیلی ها یک انتقاد ابلهانه و به اصطلاح زدنِ خوشی زیر دل و چس ناله ی روشنفکری بود.چه کسی می دانست این پول نفت یا به قولی اکل میت خود تبدیل به آنتی تزی می شود که با تورم بیش از حد و بیکاری و نابودی تولید موجب انقلاب فرودستانی می شود بر علیه فرادستان با انگیزه ی عدالت و اجرای شریعت.توضیح دادن و آوردن جملاتی که در حدفاصل سال های 52تا 58 از زبان سردمداران هر دو طرف جاری شد تکرار مکرّرات است.امروز هم با نفت یکصد و ده دلاری(شاید یکصدوبیست دلاری)تقریباً همان شرایط بر کشور حاکم است.واردات اجناس مصرفی حتی میوه هایی که در کشورمان بیش از اندازه ی مصرف داخل تولید می شوند شرایطی را مانند آن سال ها به وجود آورده.ادبیات استفاده شده نیز تا حدی شبیه به آن دوران است.تحولات شگرف،ایران قدرت برتر خاورمیانه،مدیریت برجهان و…اما سخن از چیز دیگری ست.

همیشه و در همه ی حرکت های سیاسی و اجتماعی بر علیه وضع موجود و دیکتاتوری از وجود طبقات  محروم اجتماعی و لزوم برقراری عدالت و ارزش این طبقات صحبت می شود.به بیان ساده همیشه طبقه ی فرودست(چه کارگران و کارمندان و معلمان و مشاغل…) مثبت ارزیابی شده و طبقه ی فرادست حاکم(چه دیکتاتوری چه حتی دموکراسی و …)در این تحولات منفی ارزیابی می شوند.بزرگترین جنبش عدالت خواهی تاریخ معاصر (مارکسیسم و کمونیسم) نیز دارای همین رویکرد بود.طبقه ی پرولتر(کارگر) ارزشمند بود و طبقه ی ثروتمند حاکم و وابسته به حاکم(بوروژوا) منفی وبدون ارزش بود.کاری به این نداشتند که خودِ طبقه متشکل از تعداد زیادی افراد است که هریک خصوصیات فردی خاصی دارند.خصوصیاتی که وقتی به قدرت برسند ممکن خود تبدیل به همان طبقه ی فرادست سابق شوند و این بار حتی بدتر عمل کنند.کما این که در شوروی سابق دیدیم.

ایام نوروز شبکه ی چهارم سیما فیلم «خون به پا خواهد شد» با بازی زیبای دنیل دی لوییس را پخش کرد.دی لوییس به خاطر بازی در این فیلم برنده ی جایزه ی اسکار بازیگر نقش اول مرد شد.داستان یک جوینده ی نفت است که با کلاه برداری وخریدن زمین های کشاورزان مناطق نفت خیز به ثروتی افسانه ای میرسد و در طی این مدت از یک کارگر ساده به ثروتمندی تبدیل می شود که جز خودش و پول به هیچ کس توجهی ندارد و عوامل روبرویش را با قساوت و بی رحمی از بین می برد.حتی نقش مقابل او کشیش جوان نیز در برابر این وسوسه تاب مقاومت ندارد و سهم خواهی می کند.پایان فیلم سیاه است و قدرت هنوز باقی مانده.طبقه ی ارزشمند کارگر به قدرت رسیده و دیکتاتوری بازتولید شده.این بار فرودست در نقش فرادست.واین داستان سیاه کماکان ادامه دارد.  

۱ دیدگاه »

  edi wrote @ مارس 30, 2008 at 2:18 ب.ظ

چه وبلاگ خوبي داري , يادم باشه چند روز يک بار بهت سر بزنم

نظر شما

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>