تکنولوژی،پیشرفت،دانش،حق،آزادی،استقلال و خیلی چیز(؟) های دیگر به خودی ِخود معنای ِبدی ندارند،به شرطی که درست تفسیر شوند.هر ملتی و در معنای درست ترش هر فردی حق ِپیشرفت دارد با توجه به امکاناتش،لیاقتش،استعدادش و فرصتی که برایش مهیا می شود.وظیفه ی ِطبیعی ِهر دولتی ایجاد فرصت برای شهروندانش است،با توجه به کمبودهای جامعه اش و نیازهای مردمش و توانایی ِخودش.تلاش در جهت کاهش نیاز جامعه و افزایش توانایی اش.این اصلاً در معنا و مفهوم پیچیده نیست.تا وقتی دچار بحران معنا نشده ایم هیچ چیزی به خودی ِخودش پیچیده نیست.بحران معنایی که الان دچارش شده ایم،معنا و ماهیت گفتارها و کردارها را واژگونه کرده است.به قول یکی از دوستان قصد «فلسفه فافی» ندارم.این ها را الهام امروز گفت(غلامحسین شان البته).
بحران معنایی از نگاه من یعنی این که تکنولوژی وارداتی و خریداری شده را بومی می نامیم.پسرفت در بیشتر زمینه ها و عقب ماندن از کاروان توسعه را که هر روز شتابی بیشتر و بیشتر دارد را پیشرفت می نامیم.تکلیف را حق می نامیم و برعکس.آزادی را در حبس معنا می کنیم و خیلی چیزهای دیگر.بحران معنا وقتی گریبانگیر همه ی جامعه شد کار خیلی سخت می شود.سخت است اگر سیزده چهارده سال قبل را به مردمان به یاد بیاوریم که در محافل دوستانه پچ پچ می کردند که فلانی در نطنز و اراک خبرهایی ست انگار.سخت است متن قطعنامه ها را درست ترجمه کرد و موارد خلاف را به مردمان نشان داد،سخت است به این مردم فهماند که تولید برق با روش های دیگر به صرفه تر است و پاک تر.خیلی خیلی سخت است عوام را از جو زدگی و پروپاگاندای غول آسا بیرون آورد.بازگرداندن معنای درست واژه ها نیاز به زمان دارد نیاز به آگاهی همه گانی دارد.این مردم تا سالها نامحرم بودند حال که یک سری قضایا(چنان که افتد و دانی) اتفاق افتاد مردم دارای حق مسلم شدند.امیدوارم و آرزو می کنم تحریم ها رفع شود و ببینیم که این حق مسلم چه تغییری در زندگی ما خواهد داشت شاید تاثیر آن از نفت یکصد و بیست دلاری بهتر و بیشتر باشد.
پروردگارا به روزمان بیشتر از این نیاور
آمین