نقدی از عبدا… شهبازی می خواندم بر مقاله ای از سعید حجاریان.با چند و چونش کاری نیست.شهبازی در ابتدای مقاله از «فراروایت» ها گفت و آفتی که بدان دچار شده ایم.چند مفهوم کلی و چند برداشت سطحی و ساختن یک قالب یک فراروایت(Metanarrative)را می سازد.با یک مفهوم کلی می توان گذشته ی یک ملت را تغییر داد،مصادره کرد و آینده را هم پیش بینی کرد.احتیاجی نیست تحقیق کنیم،تاریخ بخوانیم و حتی فکر کنیم.فراروایت همه ی این کارها را آسان کرده.فراروایت به بیان ساده تر نوعی توهّم است.توهّمی برپایه ی دانستن همه چیز و پشت بندش برداشت هایی سطحی و ساده انگارانه.توهّم است که گذشته ی تاریک مستبدان را دوران باشکوه جلوه می دهد و تلاش آزادی خواهان را هم توطئه ی اجانب.این روز ها در بیشتر زمینه ها دچار توهّم شده ایم.در سیاست،اقتصاد،هنر و زندگی روزمره.توهم همه ی کارها را آسان کرده.
در این فصل ابتدایی سال به آلرژی دچار می شوم که ویژگی بارزش عطسه ست.عطسه هایی مهیب.امروز در تاکسی دو سه عطسه ی پیاپی فرمودم که اختلالات رادیویی و ارتباطی و مخابراتی شدیدی به مدت سی ثانیه به وجود آمد.راننده فرمان را محکم چسبیده بود.