گروهی در ایران فکر می کنند نقد عقلانیت در غرب یعنی طرد آن و لابد به تشخیص خودشان رجوع به دل و اصلاْ نمی فهمند(با تاکید) انتقاد از عقلانیت برای عقلانی تر کردن عقل است و نه گذشتن از عقل و فهم و شعور و دادن شعار بازگشت به خویشتن یا خویشتن خویش.نمونه ی آن بالا رفتن متفکران(؟) قوم ما از خشتک تنبان کسانی مانند نیچه،اشپنگلر و ارنست یونگر و …است.متاسفانه رودخانه ی تفکر در ایران از سرچشمه آلوده ست.می توانید برای مثال نگاهی بیندازید به کتابهایی با این موضوعات:درباره ی…ملاحظاتی بر… نگاهی تازه به… نگرشی بر…جای سه نقطه ها بگذارید مثلا غرب مثلا نیچه و هر چیز غربی.
این ها همان بوزینگانند که نیچه از آنها می گفت.
از حقیقت به دست کوری چند / مصحفی ماند و کهنه گوری چند