Doyen Vulture

واگویه های یک کرکسِ پیر روان پریش پست مدرنِ لیبرال دموکرات

ما زنده خوریم آنها مرده خور

متفکران قوم ما خیلی باحالند.خودشان را…(بخوانید خیلی اذیت می کنند)می گردند در کتابهای فلاسفه ی بزرگ برای تفکراتشان تاییدیه بگیرند.چوب کبریت لای صفحات می گذارندنه نه از ماژیک ِهای لایت استفاده می کنند و می گویند ببین مثلا در صفحه شونصدم کتاب فلان گفته ست فلان بنابراینو الخ و قس علیهذا

ما به طرح ریزی و محاسبه ی تاریخ خویش روی آوردیم تاریخ را می پژوهیم تا بر آن تصویری از فراروایت را تحمیل کنیم و جایگاهمان و سخنمان را بدون توجه به درست یا نادرست بودنش استحکام بخشیم.راحتتان کنم.این همه می گوییم فرهنگ تاریخ وهمزمان با سقراط افلاطون و ارسطو در ایران آن روز چه کسی داشتیم؟آیا غیر از این نیست که تخت جمشید و پاسارگاد را از روی معابد آشور ساخته اند و معماران آن بین النهرینی بودند؟آیا غیر از این نیست که اولین دولتی که امپریالیست نام گرفت ما بودیم؟با احترام به تلاش های کوروش و داریوش باید گفت و پذیرفت که قدرت مطلقه بودند و مستبد و جنگاور.آیا غیر از این است که پس از یورش تازیان تا چهار سده چراغ اندیشه و زبان و فرهنگمان خاموش بود؟همزمان با کانت و هگل و دکارت ما چه داشتیم؟جز تفکر ترجمه ای.مثلاًافلاطون را ترجمه کردیم و با نام فلوطین به اروپاییان دادیم.رنسانس در اروپا نقد دوره ی یونانی،نقد مسیحیت بود و رجوع به عقل.همزمان با رنسانس ما در ایران کافران و سنیان و را زنده زنده یاهوگویان می خوردیم.تنها افتخارمان ساختن بناها بود و جنگاوری ترکمانان و ترکان و انیرانیان.پیشرفت کافی ست کمی به عقب برگردیم به عقل و خرد و انصاف.کجای تاریخ این ها را گم کردیم؟

فضل و علم تو جز روایت نیست/ با تو خود غیر از این حکایت نیست

فعلا هیچ نظری نیست »

نظر شما

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>